دعای تحویل سال نو

 یا مقلّب القلوب و الابصار      

         

  "  ای پروردگار ی كه قلب‏ها و دیده گان را به سمت كمال دگرگون مي‏سازی "

 

  یا  مدبّر  اللّیل   و النّهار  

                                         terra16

                           ای اداره کننده روزها وشب ها

 

    یا محوّل الحول و الاحوال

         ای تغییر دهنده ی سال زمانها وحالات

           

            حوّل حالنا الی احسن الحال

  حال مارا به بهترین حالها تغییر بده

 

چهار شنبه سوری

 چهار شنبه سوری

"زردی من از تو "    " سرخی تو از من"

            جشن سور از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه ، و هر ماه به ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. البته روایت ها مختلف است و برخی میگویند این مراسم بعد از اسلام بوده است ولی هر چه باشد احترام به آداب و رسوم و فرهنگ کهن ایران عزیز در بین عامه مردم معمول بوده و هست .

  جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشاء خارجی ندارد. و اعتقاد بر این بوده که آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته بسیار کهن تا کنون این کار مرسوم بوده است  لذا  ایرانیان باستان با روشن کردن آتش اعتقاد درونی خود را مبنی بر بیرون رفتن دیو پلیدی از جسم و روان ارضاء می کردند

 امید است با گفتن  " زردي من از تو،    سرخي تو از من " به این بهانه   ناراحتي ها و نگراني هاي سال کهنه را دور بریزیم تا سال نو را با آسودگي و شادي آغاز کنیم .

 در پایان یاد آور میشویم انجام هر کاری از راه صحیح و طبیعی بهترین نتیجه را میدهد  استفاده از ترقه و مواد آتش زا بدلیل ایجاد رعب و وحشت در بین مردم و همچنین احتمال وقوع حوادت جبران ناپذیر کاری پسندیده نیست و شیرینی این رسم زیبا را از بین میبرد پس ای هم وطن عزیز و گرامی از شما خواهش میکنیم این شیرینی را به کام  خود و همنوعان  تلخ نکنید.

خانه تکانی و صفای دل

  خانه تکانی و صفای دل 

See original image

یا مقلّب القلوب و الابصار
              یا  مدبّر  اللّیل   و النّهار
               یا  محوّل الحول و الاحوال
               حوّل حالنا الی احسن الحال

   این روزها همه جا حرف از خانه تکانی ولباس نو خریدن وکارهای عید را انجام دادن و خلاصه به استقبال بهار رفتن است درکنار این صحبتها خانه تکانی دل ها و قلبها مطرح میشود و همه به رسم عادت توصیه به خانه تکانی دل میکنند خانه تکانی از منازل کار ی پسندیده و در عین حال تکراری  است که همه ما در اخر هر سال به روش های مختلف و به نحو مطلوب انجام میدهیم و در انجام  این کار نیز تقریبا همه موفقیم  و اهمیت  ویژه برای آن قائل هستیم.   اما خانه تکانی دل ها و قلبها که لفظ کلام همگی ماست و آن را همیشه مانند نقل و نبات به هم توصیه میکنیم و آن را بر سر زبان ها می رانیم.؟؟؟!!!

چه خوب میشد همانطور که واقعا به خانه تکانی خانه ها می پردازیم به خانه تکانی دلها نیز با جدیت و کوشش می پرداختیم. 

چه خوب میشد اگر همه سخنان  از دلها بر میامد  که  لاجرم بر دلها می نشست .

چه خوب میشد همانطور که پس از خانه تکانی از خانه و کاشانه خود لذت میبریم خانه تکانی دل را نیز همگی به اتفاق انجام میدادیم آن وقت معنی واقعی لذت را بهتر درک میکردیم

چه خوب میشد همانطور که دین و آین ما خدا پرستی است  که مظهر همه نیکی ها است و شعار نیاکان پیشین ما  که آیین "زرتشت" بوده و در چند کلام  کوتاه خلاصه شده( پندار نیک  گفتار  نیک   رفتار نیک) ما نیز به نیکی و نیک بودن و نیک زندگی کردن و نیک اندیشیدن و نیک...   پایبند می شدیم تا با  این همه فتنه و شر دمساز  نبودیم

چه خوب میشد اگر چهره  نفاق و دورویی  از جوامع بشری و خصوصا از ایران عزیز و ایرانی عزیز پاک میشد و هر چه بود صداقت و پاکی  و صفای دل و هم نوع دوستی و ایثار به معنای واقعی کلمه بود

چه خوب میشد اگر زیاده خواهی وتجاوز به حقوق مردم و  ملتها نبود و احترام به حقوق دیگران برای همگی مردم و جوامع بشری اهمیت ویژه می یافت و هر چه بود رعایت حقوق  و احترام متقابل به همدیگر بود.

چه خوب میشد اگر...

بیایید برای یک لحظه هم که شده با خود رو راست شویم و حداقل به خود دروغ نگوییم زیرا تمامی صفات ناشایست بر شمرده نتیجه  آن است که ما هنوز با خود روراست نشده ایم و کسی که دارای این صفت باشد و به خود دروغ میگوید معنایش این است که  خود را دوست ندارد چه رسد به اینکه هم نوعش را دوست داشته باشد .  در حقیقت روح این انسان از سلامت برخوردار نیست و روح ناسالم جسم انسان را نیز ناسالم خواهد کرد. حال شما قضاوت کنید آیا  اگر انسان جسم و روح ناسالم داشته باشد میتواند زندگی سالمی داشته باشد.؟؟؟ !!!

پس عزیزان بیایید تا به اتفاق هم این مرض مزمن و خطرناک نفاق و دو رنگی را با تمرین و کوشش ضعیف و ضعیف تر کنیم و با تقویت ایمان  و انجام  عمل صالح  به "زندگی سالم "و سعادت در دنیا و حیات جاوید در آخرت دست یابیم و این امکان ندارد مگر اینکه هر کس از خود شروع کندو...

پس از هم اینک در فکر این مسئله باشیم و با دور ریختن کینه ها از دل -  بدور بودن از: غرور و منیت - حس خود برتری بینی - دشمنی و نفرت -بخل و حسد و ...  به جای اینها: ایجاد حس هم نوع دوستی در خود  - احترام به حقوق هم نوعان  - تفکر در نشانه های الهی - کمک به مستمندان بدون هر گونه ریا  و چشم داشت -  ایجاد اندیشه زیبا و... را جایگزین کنیم تابه مرورخانه تکانی دل را انجام دهیم . 

 دلی که به خوبی خانه تکانی شود مطمئن  باشید که دیگر بار به   سختی دچار زنگار و آلودگی و... میشود.  این است تفاوت خانه تکانی دل و خانه تکانی کاشانه و زندگی  چون در این خانه  تکانی شما هر چقدر هم نظافت خوب و عالی انجام دهید  پس از مدتی دوباره همه چیز غبار میگیرد ولی اگر غبار دل را واقعا  از درون خود بزداییم و دل را صفای واقعی دهیم  و بی اعتنا به وسوسه های شیطان باشیم  دلمان  با نور خدا روشن خواهد شد و دلی که با نور خدا روشن شود دیگر جایی برای سکونت  شیطان (زنگار) نمی ماند و هر چه هست جز نیکی وصفا نخواهد بود

        خلوت دل نیست جای صحبت اغیار       دیو  چو بیرون   رود فرشته  درآید

   بر خود میدانم : پیشاپیش فرا رسیدن بهار طبیعت را به تک تک دوستان و هم میهنان عزیزم تبریک عرض نموده و سا لی پر برکت توام با شادی و شادکامی و سلامتی را برای همه آرزومندم. 

                                                   

امام حسن عسگری (ع)

 امام حسن عسگری(َع)

  پنج شنبه ۱۵/۱۲/۸۷ مصادف با   هشتم ربیع الاول سال ۱۴۳۰ قمری  سالروز شهادت امام حسن عسگری است به همین دلیل بر آن شدم که مختصر آشنایی با آن امام همام را در اینجا بیاورم امیدوارم که بتوانم با تهیه این مختصر حق مطلب را بجا آورده و در معرفی ان امام مظلوم مرتکب  کوتاهی نشوم.

 هشتم ربیع الاول سالروز شهادت امام حسن عسگری و آغاز دوران امامت حضرت امام مهدی(عج) است، در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی، نشر احکام الهی و مناظره های کلامی جنبش علمی خاصی یافت و تجدید شد .

امام حسن عسگری (ع ) در سال 232هجری در مدینه چشم به جهان گشود . مادرش سوسن زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشت تا حجت حق را آنچنان که شایسته است پرورش دهد . شهرت آن امام به عسگری زکی هادی ، سراج ، رفیق معروف است و مدفن امام  در شهر سامراء عراق میباشد.

دوران امامت

دوران عمر 29 ساله امام حسن عسگری به سه دوره تقسیم می شود : دوره اول 13 سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت . دوره دوم  10 سال در سامرا قبل از امامت، دوره سوم نیز نزدیک 6 سال امامت آن حضرت است.

دوره امامت حضرت عسگری با قدرت ظاهری بنی عباس رو در رو بود . خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلندپروازیهایی داشتند . امام حسن عسگری از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذراند .

امام حسن عسگری در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامی ، آثار مهمی  از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی  شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام می رسیدند بر جای گذاشت .

در زمان  آن امام همام  تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی  را تجدید کرد  و فرهنگ شیعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسگری بود و تحت تعلیمات آن امام شد

نحوه شهادت آن حضرت

هنگامی که معتمد عباسی تمایل وعلاقه قلبی مردم را نسبت به امام حسن عسگری (ع) احساس نمود ویقین کرد که زندانهای متوالی مکرر نمی تواند ریشه های این محبت ومودت را از قلوب واعماق ضمیر مردم ریشه کن سازد ، وجود او را زنگ خطری به زوال حکومت خود تلقی کرد ، سعی وکوشش خود را در بر انداختن آن وجود پر فیض به کار انداخت وهمیشه در صدد چاره جوئی بود تا عاقبت نتیجه ی فکر او را به این مرحله انجامید که آن بزرگوار را مسموم نماید و برای  فریب  افکار عمومی شیعیان وعلاقمندان صحنه ای بوجود آورد و پزشکان را برای معالجه آن حضرت گسیل داشت وخود مرتب به عیادت واحوال پرسی حضرت می شتافت ولی سم آثار خود را در وجود آنحضرت باقی گذاشت تا اینکه بعد از هشت روز بستری شدن در هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجری به سرای جاودان شتافت .

احادیثی از آن حضرت:

عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.

در مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود از آن دوری کنید.

مومن برای مومن برکت و برای کافر، اتمام حجت است.

تواضع و فروتنی نعمتی است که بر آن حسد نبرند.

 اظهار شادی نزد غمدیده، از بی ادبی است.

منابع:کتاب های تاریخ اسلام

کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع)

                                     کریم اهل بیت (ع)

  
28 صفر سالروز شهادت دومين‎‎ پيشواي‎ مسلمانان حضـرت‎ امام‎ حسن‎‎‎ مجتبي‎(ع) برشيفتگان و ارادتمندان خاندان‎ عصمت‎‎ و طهارت عليهم‎‎ السلام و تمامي‎ مسلمانان‎‎ جهان تسليت باد.  همچنین   ارتحال حضرت رسول(صلی الله علیه)و شهادت  امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) تسلیت باد. 

                 
 باز هم مدينه بر خاك سياه اندوه نشسته و سكوتي ژرف، همه جايش را فرا گرفته است. دوباره گرد و غبار بر ديوارهاي گلين خانه ها نشسته است. 

حسن عليه السلام، اين سيد جوانان اهل بهشت، اين خلق نيكوي محمدي، اين اسطوره صبر و بندگي و این کریم اهل بیت که اسب خود را به دشمن هدیه داد با جگري تفتيده از نامهرباني دشمن خانگي اش، عزم پر كشيدن تا بي كران عرش خدا را دارد.
                       
    امام حسن (ع) فرزند امیر مؤمنان علی بن ابیطالب و مادرش مهتر زنان، بی بی دو عالم  فاطمه زهرا (س)، دختر پیامبر خدا (ص) است. امام حسن (ع) در شب نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدینه تولد یافت. وی نخستین پسری بود که خداوند متعال به خانواده علی و فاطمه عنایت کرد.

پیامبر اکرم (ص) به حسن و برادرش حسین علاقه خاصی داشت و بارها می فرمود که حسن و حسین فرزندان من هستند. امام حسن (ع) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت، به امامت رسید و مقام خلافت ظاهری را نیز اشغال کرد و نزدیک به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت.
کمالات انسانی
      امام حسن (ع) در کمالات انسانی یادگار پدر و نمونه کامل جد بزرگوار خود بود. تا پیغمبر (ص) زنده بود، او و برادرش حسین در کنار آن حضرت جای داشتند، گاهی  آنان را بر دوش خود سوار می کرد و می بوسید و می بویید.
از پیغمبر اکرم (ص) روایت کرده اند که درباره امام حسن و امام حسین (ع) می فرمود: این دو فرزند من، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند ( کنایه از این که در هر حال امام و پیشوایند ).
 امام حسن (ع)از خدا طلب بهشت می کرد و به او از آتش جهنم پناه می برد. چون وضو می ساخت و به نماز می ایستاد، بدنش به لرزه می افتاد و رنگش زرد می شد.  ایشان  سه نوبت دارائیش را با خدا تقسیم کرد و دو نوبت از تمام مال خود برای خدا گذشت. در روایات است که امام حسن (ع) در زمان خودش عابد ترین و بی اعتنا ترین مردم به زیور دنیا بود. در سرشت و طینت امام حسن (ع) برترین نشانه های انسانیت وجود داشت.
 
هنگامی که حادثه دهشتناک ضربت خوردن علی (ع) در مسجد کوفه پیش آمد و مولی (ع) بیمار شد به حسن دستور داد که در نماز بر مردم امامت کند و در آخرین لحظات زندگی، او را به این سخنان وصی خود قرار داد: "پسرم! پس از من، تو صاحب مقام و صاحب خون منی". و حسین و محمد و دیگر فرزندانش و رؤسای شیعه و بزرگان خاندانش را بر این وصیت گواه ساخت و کتاب و سلاح خود را به او تحویل داد و سپس فرمود: "پسرم! رسول خدا دستور داده است که تو را وصی خود سازم و کتاب و سلاحم را به تو تحویل دهم . همچنانکه آن حضرت مرا وصی خود ساخته و کتاب و سلاحش را به من داده است و مرا مأمور کرده که به تو دستور دهم در آخرین لحظات زندگیت، آنها را به برادرت حسین بدهی". امام حسن (ع) به جمع مسلمانان درآمد و بر فراز منبر پدرش ایستاد. خواست درباره فاجعه بزرگ شهادت پدرش، علی علیه السلام با مردم سخن بگوید. آنگاه پس از حمد و ثنای بر خداوند متعال و رسول مکرم (ص) چنین گفت: "همانا دراین شب چنان کسی وفات یافت که گذشتگان بر او سبقت نگرفته اند و آیندگان به او  نخواهند رسید."
مردم با شوق و رغبت با امام حسن بیعت کردند. و این روز، همان روز وفات پدرش، یعنی روز بیست و یکم رمضان سال چهلم از هجرت بود. پس از بیعت مردم، امام حسن (ع) به ایراد خطبه ای پرداخت و مردم را به اطاعت اهل بیت پیغمبر (ص) که یکی از دو یادگار گران وزن و در ردیف قرآن کریم هستند تشویق فرمود و آنها را از فریب شیطان و شیطان صفتان بر حذر داشت.
روش زندگی امام حسن (ع) در دوران اقامتش در کوفه او را قبله نظر و محبوب دلها و مایه امید ساخته بود. حسن بن علی (ع) شرایط رهبری را در خود جمع داشت زیرا اولا فرزند رسول خدا (ص) بود و دوستی او یکی از شرایط ایمان بود.

معاویه که دشمن سرسخت علی (ع) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهی عثمان و در آخر آشکارا به طلب خلافت) جنگیده بود، به عراق که مقر خلافت امام حسن (ع) بود لشکر کشید و جنگ آغاز کرد.
امام حسن (ع) وقتی طغیان و عصیان معاویه را در برابر خود دید با نامه هایی او را به اطاعت عدم توطئه و خونریزی فرا خواند ولی معاویه در جواب امام (ع) تنها به این امر استدلال می کرد که من درحکومت از تو با سابقه تر و در ا ین امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم همین و دیگر هیچ!
و بدین ترتبیب دشمنی و سرکشی از طرف معاویه شروع شد و او بود که با امام زمانش گردنکشی آغاز کرد. معاویه با توطئه های زهرآگین و انتخاب زمان مناسب و ایجاد روح اخلالگری و نفاق، توفیق یافت. او با خریداری وجدانهای پست و پراکندن انواع دروغ و انتشار روحیه یأس، مردم سست ایمان را به دور خود جمع کرد و از سوی دیگر، همه سپاهیانش را به بسیج عمومی فرا خواند.
امام حسن (ع) نیز تصمیم خود را برای پاسخ به ستیزه جویی معاویه دنبال کرد و رسماً اعلان جهاد داد. اگر در لشکر معاویه کسانی بودند که به طمع زر آمده بودند و مزدور دستگاه حکومت شام بودند، اما در لشکر امام حسن (ع) چهره های تابناک شیعیانی  دیده می شد مانند حجر بن عدی، ابو ایوب انصاری  و عدی بن حاتم که به تعبیر امام (ع) "یک تن از آنان افزون از یک لشکر بود". اما در برابر این بزرگان، افراد سست عنصری نیز بودند که جنگ را با گریز جواب می دادند و در نفاق افکنی  توانایی داشتند و فریفته زر و زیور دنیا می شدند. امام حسن (ع) از آغاز این ناهماهنگی بیمناک بود.
و همین شرایط موقعیتی را فراهم کرد که برای امام (ع)  جز "صلح " با معاویه ، راه حل دیگری نماند.
معاویه وقتی وضع را مساعد یافت به امام حسن (ع) پیشنهاد صلح کرد. امام حسن برای  مشورت با سپاهیان خود خطبه ای ایراد فرمود و آنها را به جانبازی و یا صلح، یکی  از این دو راه تحریک و تشویق فرمود. عده زیادی خواهان صلح بودند. عده ای نیز با زخم زبان امام معصوم را آزردند. سرانجام پیشنهاد صلح معاویه مورد قبول امام حسن واقع شد، ولی این فقط بدین منظور بود که او را در قید و بند شرایط و تعهداتی  گرفتار سازد که معلوم بود کسی چون معاویه دیر زمانی  پای بند آن تعهدات نخواهد ماند و در آینده نزدیکی آنها را یکی پس از دیگری  زیر پای خواهد نهاد، در نتیجه، ماهیت ناپاک معاویه و عهد شکنی های او و عدم پای بندی او به دین و پیمان، بر همه مردم آشکار خواهد شد و نیز امام حسن (ع) با پذیرش صلح از خونریزی که هدف اصلی معاویه بود و می خواست ریشه شیعه و شیعیان آل علی (ع) را بهر قیمتی که است، قطع کند، جلوگیری فرمود. بدین صورت چهره تابناک امام حسن (ع)، همچنان که جد بزرگوار رسول الله (ص) پیش بینی فرمود بود ، بعنوان "مصلح اکبر" در افق اسلام نمودار شد. معاویه در پیشنهاد صلح هدفی جز مادیات محدود نداشت و می خواست که بر حکومت استیلا یابد.
اما امام حسن (ع) بدین امر راضی نشد مگر بدین جهت که مکتب خود و اصول فکری خود را از انقراض محفوظ بدارد و شیعیان خود را از نابودی برهاند. پس از چند روز امام حسن (ع) آماده حرکت به مدینه شد. معاویه به این ترتیب خلافت اسلامی را در زیر تسلط خود آورده وارد عراق شد و در سخنرانی عمومی رسمی، شرایط صلح را زیر پا نهاد و از هر راه ممکن استفاده کرد و سخت ترین فشار و شکنجه را بر اهل بیت و شیعیان ایشان روا داشت.

امام حسن (ع) در تمام مدت امامت خود که ده سال طول کشید، در نهایت شدت و اختناق زندگی کرد و هیچگونه امنیتی نداشت، حتی در خانه نیز در آرامش نبود. سر انجام در سال پنجاهم هجری به تحریک معاویه بدست همسر خود (جعده ملعونه) مسموم، شهید و در بقیع مدفون شد.
                              
 
دختر بدر دو جا امشب سه جا دارد  عزا
  گاه میگوید پدر گاهی حسن گاهی رضا 

بر گرفته از :سایت  asemoni با اندک دخل و تصرف