همیشه متوجه باشیم

بسم الله الرحمن الرحیم

Flower animation همیشه متوجه باشیمFlower animation

       مردی در اتومبیل گرانقیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت.  ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل برخورد کرد . راننده پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه دیده است ، او به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد . پسرک گریان و ناراحت شد اما با تلاش بلاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو ، جائی که برادر فلجش از روی صندلی(ویلچیر) به زمین افتاده بود جلب کند.

        پسرک گفت اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند . برادرم از روی صندلی(ویلچیر) به زمین افتاد و من زور کافی برای بلند کردنش نداشتم و برای اینکه شما را متوجه کنم ، ناچار شدم از  پاره آجر  استفاده کنم . مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی نمود و برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند.

        در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به سویتان پرتاب کنند. خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند ، زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم او مجبور می شود پاره آجری (تذکری) به سوی ما پرتاب کند . این انتخاب خودمان است که توجه کنیم یا نه.

*   *   *

        همیشه متوجه باشیم که خالق ما همواره ما را دوست داشته و کارهای ما را زیر نظر دارد هر گاه در  مسیر زندگی ما انحرافی وجود داشته باشد که خودمان متوجه آن نباشیم اوست که به ظاهر مشکلی را سر راه ما قرار می دهد تا متوجه شویم و راه انحرافی خود را اصلاح کنیم بطوری که اگر منصف باشیم و خوب توجه کنیم درخواهیم یافت که خداوند بزرگ چقدر به ما لطف و محبت دارد و چقدر مهربان و بخشنده است که حتی تنبیه های او نیز از روی مهربانی و از سر دلسوزی است.

       خوش به حال کسانی که اینگونه مشکلات (پاره آجرها) را به فال نیک بگیرند و مسیر  انحرافی زندگی خود را اصلاح کنند آنوقت درخواهند یافت که زندگی چقدر لذت بخش و مفرح خواهد بود.

شاداب و سلامت باشید.

انا لله و انا الیه راجعون

بسم الله الرحمن الرحیم

 سلام بر دوستان


      به فاصله چهار روز از فوت پدر خانم  "مرحوم عبدالحمید فرمنش(بتاریخ سه شنبه ۳/۱۱/۹۱ ) متاسفانه مادر خانم بنده نیز ( شنبه ۷/۱۱/۹۱ ) دعوت حق را لبیک گفت
      وقتی که پدر خانم حدود بیست روز در حالت کما در بیمارستان بود مادر خانم هم بیمار شد و به بیمارستان رفت.
      وقتی پدر خانم در بیمارستان به رحمت خدا رفت مادر خانم به حالت کما رفته بود. بنابرین متوجه فوت همسرش نشد.

      پس ازچهار روز فوت پدر خانم ، مادر خانم هم در بیمارستان به رحمت خدا رفت .
      بنابرین نه پدر خانم و نه مادر خانم  هیچکدام از فوت همدیگر مطلع نشدند.

روحشان شاد و یادشان گرامی باد