اصحاب کهف گواهی بر روز رستاخیز

           اصحاب کهف

یکی از داستان های جالب و واقعی قرانی که نشان ازروز رستاخیز است را برایتان تهیه نمودم که امیدوارم مفید واقع گردد.

 اصحاب کهف عده‌ای خداپرست بودند که پیش از اسلام در زمانهٔ پادشاهی کافر با نام دقیانوس( عهد دقیانوس، در اصل دوره‌ای است که دقیانوس پادشاه رومی در ان زمان می زیسته است ) زندگی می‌کردند و ایمان خود را مخفی نگاه می‌داشتند. اینان سرانجام از جبر حاکم روزگار به ستوه آمده همراه سگ خود به غاری رفتند. چون به غار رسیدند. خواب ایشان را در ربود و حدود سیصد سال  به اراده خداوند خواب بودند. و سگ ایشان بر در غار چنان بود که گویی بیدار است. پس از سیصدسال چون برخاستند خود پنداشتند که چند ساعتی بیش نخفته‌اند. چون به شهر شُدند همه چیز را دگرگونه یافتند. سرانجام به غار بازگشته و دیگر اثری از ایشان یافت نشد. مردم بر فراز غار آنها مسجدی ساختند.داستان ایشان نسبتاً به‌تفصیل در قرآن آمده‌است.

در بعضی روایات مرتبط با امام زمان شیعیان آمده‌است که «اصحاب کهف» رجعت کرده از یاران وی در آخر الزمان و هنگام ظهور خواهند بود.

برای مطالعه بیشتر روی" ادامه مطلب " کلیک کنید

ادامه نوشته

تاج شهیدان عالم حضرت ابوالفضل

    سقای دشت کربلا ابوالفضل

                            سردار دست از تن جدا ابوالفضل

   ام البنين،همسر على عليه السلام،چهار پسر از على دارد.مورخين نوشته‏اند على عليه السلام مخصوصا به برادرش عقيل توصيه مى‏كند كه زنى براى من انتخاب كن كه‏ از شجاعان زاده شده باشد،از شجاعان ارث برده باشد .مى‏خواهم از او فرزند شجاع به دنيا بيايد.(البته در متن تاريخ ندارد كه على عليه السلام گفته باشد هدف و منظور من چيست،اما آنها كه به روشن بينى على معترف و مؤمن‏اند مى‏گويند على آن آخر كار را پيش بينى مى‏كرد.) عقيل،ام البنين را انتخاب مى‏كند.به آقا عرض مى‏كند كه اين زن همان زنى است كه تو مى‏خواهى.

در روایتی دیگر منقول است که حضرت فاطمه (ع) در آخرین وداع خود با امیرالمومنین این زن مومنه را به ایشان پیشنهاد فرمودند. 

چهار پسر كه ارشدشان وجود مقدس ابا الفضل العباس است، از اين زن به دنيا مى‏آيند،هر چهار پسر در كربلا در ركاب ابا عبد الله حركت مى‏كنند و شهيد مى‏شوند.اين زن بزرگوار(ام البنين)كه تا آن وقت زنده بود ولى در كربلا نبود،شهادت چهار پسر رشيد خود را درك كرد و در سوگ آنها نشست.

  آری این حضرت ابوالفضل بود که با شجاعت و شهامت و وفاداری خود تا اخرین قطره خون خود از برادرش و آرمان های مقدش ان حضرت (حسین )دفاع میکند و این ممکن نیست مگر انکه این عزیر در دامان شیر زن زمانه  ام البنین این زن مومن تربیت گشته است تا انجا که وقتی پس از واقعه کربلا بشیر در مدینه ام‏البنین را ملاقات می‏کند تا خبر شهادت فرزندانش را به او بدهد. ام‏البنین پس از دیدن وی می‏گوید:

از حسین(ع) مرا خبر بده.

بشیر می‏گوید: عباس را کشتند.

ام‏البنین باز می‏گوید: از حسین(ع) مرا خبر بده. و به همین ترتیب خبر شهادت هر چهار فرزند بزرگوارش را به او می‏دهد. ام‏البنین با صبر و بصیرتی بی‏نظیر می‏گوید:

ای بشیر خبر از [امام من]اباعبدالله الحسین بده فرزندان من و همه آنچه زیر این آسمان مینایی است فدای اباعبدالله(ع) باد.

و آنگاه که بشیر خبر شهادت مولا و امام او، حسین بن‏علی(ع) را می‏دهد آهی کشیده و با دنیایی از غم و اندوه می‏گوید:

آه که بندهای (رگهای) قلبم را پاره پاره کردی.

این نهایت‏بینش و بصیرت و علم و دانایی است که محور زندگی فردی ،امام و مولای او باشد. کمال بندگی و عبادت نیز همین است که آدمی خود و تعلقات خود را در جهت‏خواست محبوب ازلی، خداوند یکتا، فدا کرده و از آنها بگذرد.  و این چیزی نیست جز ایمان به خدا و...

  به هر حال ام البنین  در سوگ اين پسرها ندبه و گريه مى‏كرد.گاهى سر راه عراق و گاهى در بقيع مى‏نشست و ندبه‏هاى جانسوزى مى‏كرد.زنها هم دور او جمع مى‏شدند.مروان حكم كه حاكم مدينه بود،با آنهمه دشمنى و قساوت گاهى به آنجا مى‏آمد و مى‏ايستاد و مى‏گريست.  

اینک اشعاری در مدح حضرت ابوالفضل العباس (ع)  

      اى حرمــت قبــله حاجات ما‏ 

                

                                      یادتو تسبيـــــح و منــاجــــات ما

 
        تاج شهيدان همه عالمـــی 
 
                                       دست علـــى، ماه بنى هاشـمى
                  
       

 برای مطالعه ادامه اشعار روی "ادامه مطلب " کلیک کنید      

     

ادامه نوشته

خواص شلغم

             با سلام خدمت همه دوستان گرامی   

 بدلیل فرا رسیدن فصل سرما ( زمستان )تصمیم گرفتم  یک ریشه گیاه معجزه اسا (شلغم) را با توجه به اهمیت آن  در اینجا بیاورم منبع اطلاعات در ذیل مطالب درج شده است.

 

شلغم گياهي است با برگهاي ناصاف و بريدگيهاي زياد به رنگ سبز و سفيد . ريشه آن غده اي و به شكل هاي گرد و يا دراز به رنگ سفيد با لكه هاي بنفش مي باشد .

ميوه شلغم مانند غلافي باریك و دراز است كه در آن چند دانه سياه وجود دارد . شلغم در هواي سرد بسيار خوب رشد مي كند و شايد علت آن باشد كه براي درمان بيماريهايي كه در فصل سرما زياد است و بيماريهاي تنفسي بكار مي رود .

 

تركيبات شيميايي :

 

آب                                  91 گرم

پروتئين                            1 گرم

مواد چربي                       0/2 گرم

مواد نشاسته اي               6/6 گرم

كلسيم                           40 ميلي گرم

فسفر                            30 ميلي گرم

آهن                              0/5 ميلي گرم

سديم                          50 ميلي گرم

پتاسيم                         270 ميلي گرم

ويتامين ب 1                  0/04 ميلي گرم

ويتامين ب 2                 0/07 ميلي گرم

ويتامين ب 3                 0/6 ميلي گرم

ويتامني ث                   40 ميلي گرم

 

خواص داروئي:

شلغم از نظر طب قديم ايران گرم و تر است

خواص شلغم آنقدر زياد است كه مي توان گفت اين گياه براي هر دردي درمان است و اگر مردم مي دانستند كه اين گياه چقدر فايده درد تمام باغچه هاي خانه خود را شلغم ميكاشتند و هر روزه از آن استفاده مي كردند .

1) شلغم مقوي است

2) شلغم اشتها آور است

3) شلغم ضعف جنسي را درمان كرده و اسپرم را زياد مي كند

4) شلغم سرفه را تسكين مي دهد

5) ترشي شلغم بهترين نوع ترشي است زيرا مقوي معده و روده ها و اشتها آور است

6) آب شلغم قند خون را پائين مي آورد

7) تخم شلغم را اگر سرخ كرده و بخوريد براي ضعف جنسي موثر است

8) اگر گلو درد داريد آ ب پخته شلغم را قرقره كنيد

9) خوردن آب شلغم درمان كننده جوش صورت است

10) آنهايي كه حافظه ضعيف دارند حتما بايد شلغم بخورند زيرا ثابت شده است كه شلغم حافظه را تقويت مي كند

11) شلغم شب كوري را درمان مي كند

12) شلغم بعلت داشتن ويتامين B1 علاج كم خوني است

13) شلغم براي رشد و نمو استخوانها مفيد است بنابراين زنان باردار و شیر ده حتما بايد از آن استفاده كنند .

14) زن حامله اي كه در مدت بارداري شلغم خورده باشد بچه اش زودتر رشد كرده ، زودتر حرف مي زند و حتي زودتر راه مي افتد و در مقابل امراض مقاومت بيشتري خواهد  داشت .

15) آنهايي که غده تيروئيدشان كم ترشح مي كند بايد حتما شلغم بخورند زيرا شلغم بعلت داتشن يد فراوان ترشحات غده تيروئيد را تنظيم مي كند .

16) شلغم مهمترين گياه ضد سرطان است و حتي گسترش سرطان را متوقف مي كند .

17) شلغم درمان بسياري از بيماريهاي پوستي است

18) شلغم پخته بهترين دارو براي برونشيت است

و بالاخره سعي كنيد كه در فصل زمستان براي پيشگيري از سرماخوردگي و بيماريهاي تنفسي اقلا چند بار در هفته شلغم بخوريد شلغم پخته بهترين پبحانه است . بدن را تميز كرده و مواد سمي را از بدن خارج مي سازد . البته آب شلغم خام خواص بيشتري از شلغم پخته دارد بشرطي كه معده شما را ناراحت نكند .

 

مضرات :

مضرات خاصي براي آن بيان نشده است .

                         

شلغم نه تنها از نظر داشتن ويتامين و خواص معدني‌اش ارزنده است ،‌ بلكه از حيث ساير ويژگي‌هاي غير غذايي هم سرآمد بوده و در زمره سبزي‌هاي مهم شمرده مي‌شود.

 

 

 برای مطالعه بیشتر روی" ادامه مطلب" کلیک کنید

ادامه نوشته

ببینید و قضاوت کنید

 غزه درآتش و خون


عزیزان: نقشه بالا را ببینید و روی باریکه ( نوار )غزه تمرکز کنید.

  با توجه به بستن گذرگاه ها توسط "رژیم صهیونیستی ((اسراییل)) و عدم امکان دسترسی شهرهای غزه " خان یونس رفح و...به مایحتاج زندگی و قطع ارتباط این منطقه با دنیای خارج و از طرفی ریختن بمب روی سر ساکنان بی دفاع (زن و فرزند) این منطقه  توسط اسراییل این غده سرطانی در منطقه خاور میانه ایا خونتان به جوش نمیاید ؟؟؟ و با خود فکر نمی کنید که چرا انسان این اشرف مخلوقات تا این حد سقوط نموده و انسانیت خود را زیر سوال برده است چگونه بعضی ها راضی میشوند به خاطر منافع مادی و بی ارزش دنیا اینگونه همنوعان خود را نابود کنند.    ننگ بر آنانی که از اینها دفاع میکنند همانطور که امام حسین (ع) فر مودند: اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید آیا رسالت انسان این بوده که در زمین خدا فساد و جنایت و... بر پا کند؟؟؟  حیف از نام انسان که بر روی این  جنایت کاران تاریخ گذاشته شود.

از این رو لازم است که تمامی بشریت علیه تجاوز و متجاوز در دنیا قیام کنند هر کس در حد توان و وسع خود کمک نماید. (مادی یا معنوی ) به قول شاعر گرانقدر و مایه افتخار کشورمان سعدی:

بنی آدم اعضای  یکدیگرند

                    که در افرینش زیک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

                    دگر عضوها را  نماند  قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی

                  نشاید که نامت نهند آدمی 

 

زیبا ترین بازگشت در تاریخ

                     حر ابن یزید ریاحی

 از همراهان حسین پسر علی در واقعه کربلا بود.  حر از خاندان‌های معروف عراق و از رؤسای كوفيان بود. به‏درخواست ابن زياد، برای مبارزه با حسين‏ فراخوانده شد و به سركردگی هزار سوار برگزيده گشت. گفته‏اند وقتی از دارالاماره كوفه، با ماموريت بستن راه بر حسين‏ بيرون آمد، ندايی شنيد كه: «ای حر!مژده باد تو را بهشت...

    در منزل ‏«قصر بنی مقاتل‏» يا «شراف‏»، راه را بر حسین بست و مانع از حركت او به سوی كوفه شد. كاروان‏ حسين را همراهی كرد تا به كربلا رسيدند و حسین در آنجا فرود آمد. حر وقتی فهميد كار جنگ با حسين بن علی‏ جدی است، صبح عاشورا به بهانه آب دادن اسب خويش، از اردوگاه عمر سعد جدا شد و به كاروان حسين‏ پيوست. توبه كنان كنار خيمه‏های حسین آمد و اظهار پشيمانی كرد، سپس اذن ميدان طلبيد. حر با اذن‏ امام حسین به ميدان رفت و در خطابه‏ای مؤثر، سپاه كوفه را به خاطر جنگيدن با حسين‏ توبيخ‏ كرد. چيزی نمانده بود كه سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثير قرار داده‏ از جنگ با حسین منصرف سازد، كه سپاه عمر سعد، او را هدف تيرها قرار داد. نزد حسین ‏بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به ميدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنين بود:

انی انا الحر و ماوی الضيف اضرب فی اعناقكم بالسيف
عن خير من حل بارض الخيف اضربكم و لا اری من حيف

((ای مظهر جود و سخا اقا حسین التوبه  اقا حسین التوبه))

كه حاكی از شجاعت او در شمشير زنی در دفاع از حسین و حق دانستن اين راه‏ بود. حسين بن علی‏ بر بالين حر رفت و به او گفت: توهمانگونه كه مادرت نامت را «حر» گذاشته است، حر و آزاده‏ای، آزاد در دنيا و سعادتمنددر آخرت! «انت الحر كما سمتك امك، و انت الحر فی الدنيا و انت الحر فی الآخرة‏» و دست بر چهره‏اش كشيد.حسين‏ با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را در فاصله يك ميلی از حسين‏ دفن كردند، همانجا كه قبر كنونی اوست، بيرون كربلا در جايی كه در قديم به آن‏ «نواويس‏» می‏گفته‏اند.  

برگرفته از «http://fa.wikipedia.org»    
 
 

خور روز  یا  دی گان

 یكم دیماه از 1738 سال پیش از میلاد «دی گان» و «خور روز» نامیده شده است که به زعم ایرانیان باستان روز تولد دوباره خورشید پس از بلند ترین شب سال بوده است. 

  این سال را یک تقویم ویژه که پارسیان هند ( زرتشتیان ایرانی که پس از حمله عربان در سده هفتم میلادی جلای وطن کردند و به هند رفتند و در آنجا ماندگار شدند) به دست داده است.ایرانیان باستان که با نگرانی از طولانی بودن شب و ترس از باز نیامدن خورشید تا سپیده دم در کنار یکدیگر بیدار می نشستند و خود را سرگرم می کردند تا اندوه ظلمت را فراموش کنند روز پس از آن شب (یكم دی ماه ) را كه « خور روز » و « دی گان - بمانند مهرگان » می خواندند به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود . در این روز عمدتا به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیانا مرتكب بدی كردن مخصوصا دروغ گفتن شوند كه ارتكاب هر كار بد ، ولو كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ شمرده می شد. آیین های شب یلدا ( شب چله - طولانی ترین شب سال) از چهار هزار سال تا به امروز تقریبا به همان صورت در ایران زمین - صرف نظر از مرزبندی ها تحمیلی - هر سال برگزار می شود.
    « خور روز ، یكم دی ماه » در ایران باستان درعین حال روز برابری انسانها بود . در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت ، نه تحت امر . در این روز جنگ كردن و خونریزی ، شکار ، و حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود.
    یکی از آیین های ویژه " دی گان " این بود که ایرانیان در این روز در برابر درخت سرو که به آن به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند می ایستادند و قول می دادند كه تا سال بعد دست کم یك نهال سرو دیگر كشت كنند ، و جنبش های حفظ محیط زیست که از قرن بیستم در همه بپاخاسته اند از این کار ایرانیان باستان تمجید فراوان می کنند و به منش آنان احترام می گذارند. کشت درخت سرو اینک دارد عادتی جهانی می شود.
    باید دانست که زبانشناسان واژه day به معنای روز را گرفته شده از دی ماه ایرانیان می پندارند.

ویرایش شده از: mastamoz.mihanblog.com