بسم الله الرحمن الرحیم

  شهادت حضرت امام صادق (ع 

رئیس مذهب تشیع بر همه امت اسلامی

تسلیت باد

یک تذکر مهم:

      لقب " رئیس مذهب تشیع " بدین جهت براى حضرت امام صادق (ع) بیان شده که ، چون معارف شیعى در دوران ایشان و در سایه تعالیم حضرتش ، فرصت انتشار پیدا نمود و امامان پیش از حضرت امام صادق (ع)بدلیل فشارهاى اجتماعى و سیاسى زمان خود فرصت و موقعیت انتشار معارف شیعی را نیافتند.  وگرنه اصل شیعه و تاسیس آن به زمان حیات پیامبر اکرم (ص) بر می‎گردد .  

۸۹/۰۷/۱۲


بسم الله الرحمن الرحیم

   یار دبستانی من   

      آیا تاکنون با خود اندیشیده اید که نقاش ماهر و زبر دست جهان ، طبیعت را چقدر زیبا و موزون و شگفت انگیز با الوان گوناگون نقاشی (خلق) نموده ؟ بطوری که هر گاه از گوشه ای از طبیعت زیبا عکس هائی تهیه می شود ، دیدن آن عکس ها آنقدر شادی آور و لذت بخش است که انسان را به وجد می آورد.!

     هر چند نقاشان و هنرمندانی ماهر و با هوش در دنیای ما وجود دارند که با الهام از طبیعت تصاویر و نقاشی های زیبا می آفرینند که تعجب انسان را بر می انگیزد اما اگر به بهترین و طبیعی ترین نقاشی هائی که تاکنون از طبیعت تهیه شده است دقت شود مصنوعی بودن آنها را می تواند به راحتی دریافت ، هر چند که نقاش آنها با ظرافت خاص و دقت نظر بالا  آنها را کشیده باشد.

     نقاش زبر دست جهان خلقت طبیعت هر یک از فصول سال را با تکنیک ها و جذابیت های خارق العاده ترسیم نموده و آنقدر جهان و طبیعت را زیبا خلق نموده است که می توان آن را شبیه تابلوئی نقاشی تصور نمود که آیات و نشانه های الهی در آن مشاهده می گردد.  اما نمی توان گفت که کدام فصل زیباتر و یا بهتر از فصول دیگر است زیرا هر کدام از فصول دارای زیبائی ها و مزایای مخصوص به همان فصل بوده و برای همه خاطره انگیز خواهد بود.

      فصل پاییز نیز یکی از خاطره انگیز ترین و زیباترین  فصول سال است.  هر گاه فصل پائیز از راه می رسد شور و شعفی خاص در انسان بوجود می آید و خاطرات دوران دبستان و مدرسه و دانشگاه را به یاد ما می آورد که این خاطرات باعث امید فراوان در زندگی خواهد بود.

    "عکس طبیعی از گوشه ای از طبیعت در فصل پاییز"

 " منظره پاییزی نقاشی شده توشط نقاش ماهر"  

لطفا دو عکس بالا را با هم مقایسه نمائید

      بیاد می آورم زمانی را که برای اولین بار در عمرم قرار بود به مدرسه بروم ، حالت عجیبی داشتم حالتی توام با ذوق و شوق اما همراه با تشویش و نگرانی، از اینکه قرار بود به مدرسه بروم احساس غروری خاص در دل داشتم اما از طرفی هم ترسی بر من حاکم بود.

     در اولین روز مدرسه پدرم دستم را گرفتند و به مدرسه بردند وقتی که به مدرسه رسیدیم بچه ها ی مدرسه در محوطه دبستان در صف مخصوص خود ایستاده بودند و من نیز با راهنمائی ناظم در انتهای صف کلاس اولی ها قرار گرفتم . همه بچه ها سراپا گوش به سخنان ناظم و مدیر مدرسه بودند و معلمان هر کلاس نیز در جلوی صف مخصوص کلاس های خود ایستاده بودند در نگاه اول که معلم خودرا دیدم آن حالت خاص در من تشدید گردید ، وقتی  سخنرانی توجیهی ناظم و مدیر مدرسه پایان یافت ، بچه ها به طرف کلاس های خود حرکت نمودند.  گویا پدرم در گوش معلم کلاس اول چیزی گفتند ، معلم دست مرا گرفت و صورتم را بوسید و دست های مهربانش را روی شانه هایم قرار داد  و خوش آمد گفت ، انگار تمامی نگرانی ها و تشویش هایم به یکباره از بین رفت و همه تبدیل به عشق وامید وعلاقه به مدرسه گردیددر طول سال نیز همواره با حوصله و صبوری و مهربانی وصف ناپذیر با بچه ها رفتار می نمود مگر در موارد خاص که.... 

     یاد آن معلم عزیز و گرامی به خیر ، اسم ایشان یادم نیست ولی فامیلی ایشان " آقای حکیمی" بود خیلی دوست دارم  که ایشان را دوباره ببینم و بر دستان و گونه هایش بوسه بزنم وایشان را آنطور که شایسته مقام معلم است تکریم نمایم زیرا او اولین شخصی بود که مرا از ظلمت به سوی نور رهنمون ساخت  و با رفتار مهربانانه به من آموخت که در محیط های فرهنگی و اجتماع رفتارم چگونه باشد.  الحق که شروع بسیار خوبی را برای من رقم زد ، اکنون که پس از سالها به یاد ایشان می نویسم اشک چشمانم را فرا گرفته است ، دوست دارم فرییییییییییییییییاد بزنم.

 معلم گرامی: جناب آقای حکیمی عزیز و مهربان خیلی دوستت دارم ، ای کاش می توانستم ذره ای از محبت و زحماتت را جبران نمایم.

   یاد آور می شوم که درآن دوران همه می بایست کم و بیش چوب معلم را نوش جان می کردیم، ولی من در طول آن سال هیچگاه چنین توفیقی نصیبم نشد. ای کاش برای یک بار هم که شده بود این هدیه ارزنده را از ایشان دریافت می نمودم زیرا:

چوب   معلم   ار  بود   زمزمه   محبتی

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

      با وجودی که همه فصول سال را نقاش زبر دست چهان بسیار زیبا و موزون و شگفت انگیز به تصویر کشیده است و نمی توان هیچ برتری برای هر کدام از فصول نسبت به یکدیگر قائل شد.  اما من پائیز را به خاطر بیاد ماندن خاطرات خوب در ذهنم از همه فصول سال بیشتر دوست دارم زیرا در این فصل بود که برای اولین بار دریچه های نور بر من گشوده  و درهای ظلمت یکی یکی برویم بسته گردید . امیدوارم شما نیز شروع به تحصیل را با خاطرات شیرین آغاز نموده باشید.

 

یار دبستانی من ، با من و همراه منی
 چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
         حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
     ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

  دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
        خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش
 دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
       کی می تونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟

  شاداب و سلامت و سرفراز باشید