تبليغاتX
گوناگون

بسم الله الرحمن الرحیم

 Clown with cake Animationگوناگون یکساله شدClown with cake Animation 

Balloons jump Animation  

Humming bird bar AnimationFlying away Animation   در آرزوی پرواز  Flying away Animation

   نخم ده تا به ورای ابرها صعود کنم

         مبادا رشته نخ را دریغ و من سقوط کنم

زیرا تمام سر نخها در دست تست.

Humming bird bar Animation

 "در آرزوی پرواز "  اولین مطلب" وبلاگ گوناگون در مورخه  " ۱۹/۰۸/۸۷ "  بود . 

 اعتقاد بر این است  که تقدیر ما انسانها بدست خداوند رقم می خورد و اوست که از اسرار نهان آگاه است و اگر لحظه ای نظرش از ما برگردد قطعا در تمامی زمینه ها سقوط خواهیم نمود.  آری تمامی سرنخها بدست او بوده و بر طبق آیه شریف و نورانی قرآن همگی ما باید به ریسمانش چنگ بزنیم تا رستگار شویم.

به ريسما الهي چنگ زنيد

"به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید"

    خداوندا : از تو درخواست می نمائیم به حق همه بندگان پاک و صادق و صالحت از "حضرت  آدم" تا " حضرت خاتم "  لحظه ای ما را به خود وامگذار و ریسمان هدایتت را از ما دریغ نفرما ودو بالی قوی و سترگ (علم وعمل) به ما عنایت فرما تا به سوی نیکی ها و پاکیها به پرواز در آئیم.

     بارالها: از تو می خواهیم اندیشه و تفکر سالم به ما عطا نمائی که با ساعاتی اندیشیدن در باره عظمتت بیش از هفتاد سال عبادت را از آن خود نمائیم. 

   كريما: آرامش و امنیت پایدار به کشورمان عطا نما تا در سایه آن،تفکر متفکران نیک اندیش و نخبگان عزیز شکوفا شده و ایران عزیزمان بوسیله دو بال (علم و عمل ) جایگاه واقعی خود را در بین کشورهای پیشرفته دنیا باز یابد. 

     ای حبیب و ای طبیب: از تو خاضعانه درخواست می نمائیم تمامی بیماران جسم و جان را شفای عاجل عنایت فرمائی

.آمین یا رب العالمین

 

+ نوشته شده توسط حیدر مشایخی در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 |
+ نوشته شده توسط حیدر مشایخی در یکشنبه سوم آبان 1388 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 "شق القمر" از معجزات حضرت محمد (ص)

پیامبران الهی  همگی  برای رهائی  بشر از ظلمت و رهنمون نمودن آنان به سوی نور و روشنی بر انگیخته شدند و هر کدام به فرا خور رشد فکری و فرهنگ حاکم بر  جامعه  زمان خود دستورات الهی را به همراه داشته و برای ایجاد باور در مردم از  وسائلی به نام  "معجزه "  که به اذن و قدرت الهی در اختیار آنها قرار می گرفت استفاده می کردند. پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد ابن عبدالله  (ص) نیز بجز قران صاحب معجزات دیگری نیز بودند که از جمله آنها   "شق القمر"   بود که به درخواست عده ای از بت پرستان و مشرکان آن زمان از جمله سران قریش ، و درخواست آن حضرت از خداوند به وقوع پپوست. با توجه به اهمیت این  "واقعه تاریخی"  برآن شدم که این پست را به این موضوع اختصاص دهم . این مطالب را با استفاده از منابع  مختلف خلاصه نویسی نمودم  به طوری که هم خواننده  کمتر دچار خستگی شده و هم کیفیت مطالب حفظ گردد  .

شق القمر  اصطلاحی است قرآنی که از دو واژه ترکیب شده است. شق، به معنای شکافتن، پاره کردن، شکستن، و «القمر» به معنی ماه.
« شق القمر» در اصل معجزه پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم است و از معجزات ظاهر و آیات باهر آن حضرت و در آن هیچ جای تردید نیست.
این حدیث متواتر است و تمام محدثین شیعه و اهل تسنن بالاتفاق آن را ذکر کرده اند و هر دو طائفه آن را پذیرفته اند. عده ای از این افراد عبارتند از: ابن حریر، ابن منذر، عبدالرزاق، مسلم، ترمذی، بیهقی، و عده ای از صحابه پیامبر، بنام عبدالله بن مسعود، انس بن مالک، حذیضه بن سلیمان، ابن عباس، جبیربن مطعم و عبدالله بن عمر، هم این انشقاق و معجزه پیغمبر اسلام را نقل کرده اند 

1-تاریخ وقوع این معجزه

در اینکه این معجزه در زمان رسول خدا(ص)و در مکه انجام‏شده اختلافى در روایات و گفتار محدثین نیست و مسئله‏اجماعى است،ولى در مورد تاریخ آن اختلافى در روایات ‏و کتابها بچشم مى‏خورد.  از مرحوم طبرسى در اعلام الورى و راوندى در خرائج نقل شده که گفته‏اند ،برخی اتفاق این واقعه را در سالهاى اول بعثت  می دانند و برخی ‏این ماجرا را در سال پنجم قبل از هجرت و عده ای هم  این داستان را در آغاز شب چهاردهم ذیحجه پنج‏سال قبل ازهجرت  ذکر نموده اند.

 2 -چگونگى ماجرا

در روایات مختلفى که در تواریخ شیعه و اهل سنت ازابن عباس و انس بن مالک و دیگران نقل شده عموما گفته‏اند:  این معجزه بنا بدرخواست جمعى از سران قریش و مشرکان مانندابو جهل و ولید بن مغیره و عاص بن وائل و دیگران انجام شد،بدین‏ترتیب که آنها در یکى از شبها که تمامى ماه در آسمان بود  نزد رسول خدا (ص) آمده و گفتند:  اگر در ادعاى نبوت خود راستگو وصادق هستى دستور ده این ماه دو نیم شود! رسول خدا(ص) بدانها گفت: اگر من اینکار را بکنم ایمان خواهید آورد؟  گفتند:آرى، و آنحضرت از خداى خود درخواست این معجزه را کرد و ناگهان همگى دیدند که ماه دو نیم شد بطورى که کوه‏حرا را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه آن به هم‏چسبید و همانند اول گردید،و رسول خدا(ص) دوبار فرمود:  اشهدوا،اشهدوا»یعنى گواه باشید و بنگرید!  مشرکین که این منظره را دیدند بجاى آنکه به آنحضرت ‏ایمان آورند گفتند!«سحرنا محمد» محمد ما را جادو کرد، و یاآنکه گفتند:«سحر القمر،سحر القمر» ماه را جادو کرد!  برخى از آنها گفتند: اگر شما را جادو کرده مردم شهرهاى‏دیگر را که جادو نکرده! از آنها بپرسید،و چون از مسافران‏و مردم شهرهاى دیگر پرسیدند آنها نیز مشاهدات خود را در دو نیم‏شدن ماه بیان داشتند .

در پاره‏اى از روایات آمده که این ماجرا دو بار اتفاق افتاد ولى برخى از شارحین حدیث گفته‏اند: منظورازدو بار همان دوقسمت‏شدن ماه است نه اینکه این جریان دو بار اتفاق افتاده‏باشد. و البته مجموع روایاتى که درباره این معجزه وارد شده حدود بیست روایت می شود که در کتابهاى حدیثى شیعه و اهل سنت ‏مانند بحار الانوار و سیرة النبویة ابن کثیر و در المنثور سیوطى ودیگران نقل شده.

3- گفتار بزرگان در مورد اجماع و تواتر روایات در این باره

عموم محدثین و علماى اسلامى درباره وقوع این معجزه از رسول خدا(ص) ادعاى اجماع و تواتر روایات را کرده‏اند و از علماى اهل سنت نیز فخر رازى در تفسیر مفاتیح الغیب درتفسیر سوره قمر گوید:  مفسران همگى بر این عقیده‏اند که در ماه انشقاق پدید آمد و دو نیم شد...  و سپس داستان را به  همان گونه که نقل شد  بیان مى‏کند.  مسلمانان اجماع بر وقوع آن در زمان آنحضرت دارند و حدیثهاى متواتره ‏نیز از طرق متعدده در این باره رسیده که براى هر کس که بدانها احاطه داشته ودر آنها نظر افکنده موجب قطع خواهد شد.  و مرحوم علامه طباطبائى از دانشمندان و مفسران معاصر نیزفرموده:  "سيّد شريف نوشته است كه حديث "شقّ القمر" در ميان اهل سنّت، قطعي و يقين‌آور (متواتر) است. روايات بي‌شماري بر آن دلالت دارد كه شيعه و سنّي آن‌ها را نقل كرده‌اند و محدّثان هر دو طايفه، آن‌ها را پذيرفته‌اند. پس، هم كتاب بر اين معجزه دلالت دارد و هم سنّت. به يقين دو نيم شدن يك كره آسماني، ذاتاً امكان دارد و دليل عقلي بر محال ذاتي بودن آن وجود ندارد. و برهاني بر امتناع وقوعي آن اقامه نشد.  از سوي ديگر، معجزه، امري خارق‌العاده است و وقوع پديده‌هاي خارق‌العاده نيز ممكن است و يكي از روشن‌ترين شواهد بر امكان وقوع شقّ القمر، وجود خود قرآن كريم است. پس، بايد آن را بپذيريم؛ هر چند كه از ضروريات دين نباشد". ست مشرکان از موضوعاتى است که مسلمانها همگى وقوع آنرا مسلم‏ دانسته و تردیدى در آن نکرده‏اند.

 اسناد بدست آمده در جهان امروز از شق القمر، در مجمع البیان از قول آیت الله مرعشی نجفی نقل شده که چند سال قبل در پکن پایتخت کشور چین کمونیست، ساختمانی خراب شده و آنجا را حفاری کردند در زیر زمین و سرداب آن، ستون هایی نمایان شد که بر بالای ستونی به خط چینی نوشته شده بود:  این بنا در سال (دو نیمه شدن ماه) انجام گرفت. چون حساب کردند دیدند با سال هشتم از بعثت مطابق شد. در جرائد نوشتند و از مصر هم جماعتی رفتند و آنرا دیده و در مجلات مصری منعکس نمودند

  لطفا به " ادامه مطلب"  مراجعه نمائید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حیدر مشایخی در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 |

بسم الله الرحمن الرحیم

دعای مشلول 

دعاي مشلول كه موسوم به(دعاي الشاب الماخوذ بذنبه) است يعني جواني كه بواسطه ي گناه  و ستم در حق پدر خويش بدنش شل و فلج شده بود حضرت اميرالمومنين (ع) اين دعا را به او تعليم كرد و او هم خواند و رسول خدا را در خواب ديد ان حضرت دست بر بدن او ماليدو فرمود:(اين دعا اسم اعظم است ) اسم اعظم خدا را محافظت كن كه كار تو به خير است  انگاه از خواب بلند شد و ديد بدنش صحيح و سالم است.
مرحوم شيخ عباس قمي اين دعا را از كفعمي و مهج الدعوات نقل كرده و فرموده هر كس كه بخواند  بايد با طهارت باشد بنابراين هر كس هر حاجتي كه دارد  اعم از مريضي ،  گرفتاري ،  امرزش گناهان و ... با طهارت و با وضو رو به قبله بنشيند و حوائجش را در نظر بگيرد و با خلوص نيت اين دعاي شريف را كه مشتمل براسم اعظم الهي است بخواند و در پايان دعا نيز مجددا حوائجش را در نظر بياورد كه انشاالله هر حاجتي داشته باشد بر اورده مي شود.

با توجه به طولانی بودن دعا ، به کاربران عزیز و گرامی پیشنهاد می گردد ، در صورتی که وقت کافی برای مطالعه دعا به زبان عربی را ندارند  ، "ترجمه دعا" را که رنگی درج شده است مطالعه نمایند.

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ  بِاسْمِكَ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ يا ذَاالْجَلالِ وَالاْكرامِ يا حَىُّ يا قَيّوُمُ يا حَىُّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ  ياهُوَ يامَنْ لايَعْلَمُ ما هُوَ وَ لاكَيْفَ هُوَ وَ لا اَيْنَ هُوَ وَ لا حَيْثُ هُوَ اِلاّ هُوَ يا ذَاالْمُلْكِ وَالْمَلَكوُتِ يا ذَاالْعِزَّةِ وَالْجَبَروُتِ يا مَلِكُ ياقُدُّوسُ يا سَلامُ يا مُؤْمِنُ يا مُهَيْمِنُ يا عَزيزُ يا جَبّارُ يا مُتَكَبِّرُ يا خالِقُ يابارِئُ يا مُصَوِّرُ يا مُفيدُ يا مُدَبِّرُ يا شَديدُ يا مُبْدِئُ يا مُعيدُ يا مُبيدُ يا وَدُودُ يا مَحْمُودُ يا مَعْبوُدُ يا بَعيدُ يا قَريبُ يا مُجيبُ يا رَقيبُ ياحَسيبُ يا بَديعُ يا رَفيعُ يا مَنيعُ يا سَميعُ يا عَليمُ يا حَليمُ يا كَريمُ يا حَكيمُ يا قَديمُ يا عَلِىُّ يا عَظيمُ يا حَنّانُ يا مَنّانُ يا دَيّانُ يامُسْتَعانُ يا جَليلُ يا جَميلُ يا وَكيلُ يا كَفيلُ يا مُقيلُ يا مُنيلُ يا نَبيلُ يا دَليلُ يا هادى يا بادى يا اَوَّلُ يا اخِرُ يا ظاهِرُ يا باطِنُ يا قآئِمُ يا دآئِمُ يا عالِمُ يا حاكِمُ يا قاضى يا عادِلُ يا فاصِلُ يا واصِلُ يا طاهِرُ...


خدايا از تو مى خواهم به نامت  "بسم الله الرحمن الرحيم " اى صاحب جلال و بزرگوارى ،اى زنده پاينده ،اى زنده اى كه معبودى جز تو نيست ، اى كسى كه جز او كسى نداند كه چيست او  و چگونه است او و در كجاست او و در كدام سو است ، اى داراى ملك و ملكوت ، اى داراى عزت و جبروت (قهر و قدرت ) ، اى پادشاه جهان ، اى منزه از هر عيب ، اى سالم از هر نقص ، اى ايمنى بخش ،اى نگهبان ، اى عزيز، اى داراى قهر، اى با عظمت، اى آفريننده ،اى پديد آورنده ، اى صورت بخش ، اى سود دهنده ، اى تدبير كننده ،  اى محكم كار ، اى سبب آغاز خلقت و اى سبب پايان آن ،اى نابود كننده،اى محبت شعار ،اى پسنديده ،اى معبود خلق ، اى دور و اى نزديك ، اى پاسخ دهنده ، اى نگهبان ،اى حساب دارنده ، اى نوين آفرين ، اى رفيع مقام ، اى بلند مرتبه ، اى شنوا ، اى دانا ، اى بردبار ، اى كريم ،  اى فرازنه ، اى قديم ، اى والا ، اى بزرگ ، اى مهرپيشه و اى نعمت بخش ، اى پاداش دهنده ، اى يارى جسته شده ، اى پُر جلالت، اى زيبا ، اى وكيل ، اى كفيل ، اى درگذرنده ، اى  رساننده نعمت ، اى ماهر ، اى راهنما ، اى رهبر ، اى آغاز كننده ، اى اول ، اى آخر ، اى ظاهر ، اى باطن ،اى استوار ، اى ابدى ، اى دانا، اى حكم فرما ، اى داور ، اى دادگر ، اى جدا كننده ، اى پيوند كننده ، اى پاك...

يا مُطَهِّرُ يا قادِرُ يا مُقْتَدِرُ يا كَبيرُ يا مُتَكَبِّرُ يا واحِدُ يا اَحَدُ يا صَمَدُ يا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوا اَحَدٌ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ لا كانَ مَعَهُ وَزيرٌ وَلااتَّخَذَ مَعَهُ مُشيرا وَلاَ احْتاجَ اِلى ظَهيرٍ وَ لا كانَ مَعَهُ مِنْ اِلهٍ غَيْرُهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ فَتَعالَيْتَ عَمّا يَقُولُ الظّالِمُونَ عُلُوّا كَبيرا يا عَلِىُّ يا شامِخُ يا باذِخُ يا فَتّاحُ يا نَفّاحُ يا مُرْتاحُ يامُفَرِّجُ يا ناصِرُ يا مُنْتَصِرُ يا مُدْرِكُ يا مُهْلِكُ يا مُنْتَقِمُ يا باعِثُ يا وارِثُ يا طالِبُ يا غالِبُ يا مَنْ لا يَفُوتُهُ هارِبٌ يا تَوّابُ يا اَوّابُ يا وَهّابُ يا مُسَبِّبَ الاْسْبابِ يا مُفَتِّحَ الاْبْوابِ يا مَنْ حَيْثُ ما دُعِىَ اَجابَ يا طَهُورُ يا شَكُورُ يا عَفُوُّ يا غَفُورُ يا نُورَ النُّورِ يا مُدَبِّرَالاْموُرِ يا لَطيفُ يا خَبيرُ يا مُجيرُ يا مُنيرُ يا بَصيرُ يا ظَهيرُ يا كَبيرُ يا وِتْرُ يا فَرْدُ يا اَبَدُ يا سَنَدُ يا صَمَدُ يا كافى يا شافى يا وافى يامُعافى يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ يا مُتَكَرِّمُ يا مُتَفَرِّدُ يا مَنْ عَلا فَقَهَرَ يا مَنْ مَلَكَ فَقَدَرَ يا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ...

اى پاكيزه ، اى توانا ، اى با اقتدار ، اى بزرگ ، اى با عظمت ، اى يگانه ، اى تك ، اى بى نياز ، اى كسى كه نزايد و زائيده نشده و نيست برايش همتايى هيچكس و نيست برايش همسر و رفيقى و نباشد با او وزيرى و نگرفته براى خود مشاورى و نه نيازمند به كمك كارى است و نه معبودى جز او است شايسته ستايشى جز تو نيست پس تو برترى از آنچه ستمكاران گويندبسيار برتر، اى والا ،اى بلند رتبه ،اى والا مقام ،اى گشاينده ، اى عطا بخشنده ، اى فرح بخش ، ای گشايش دهنده ، اى ياور ، اى مددكار ، اى دريابنده ،اى هلاك كننده ،اى انتقام گيرنده ، اى برانگيزنده ، اى ارث برنده ، اى جوينده ، اى پيروزمند ، اى كسى كه از دستش نرود گريز پايى ، اى توبه پذير ، اى رجوع پذير ، اى بخشنده ، اى سبب ساز هر سبب ، اى گشاينده درهاى بسته ، اى كسى كه هر زمان بخوانندش اجابت كند ، اى پاكى بخش ، اى پاداش دهنده شاكران ، اى درگذرنده ، اى آمرزنده ، اى نور روشني ها ، اى تدبير كننده امور ، اى نعمت بخش ، اى آگاه ، اى پناه دهنده ، اى روشنى دهنده ، اى بينا ، اى پشتيبان ، اى بزرگ ، اى يگانه ، اى بى همتا ، اى جاويدان ، اى تكيه گاه ، اى بى نياز ،اى كفايت كننده ،اى شفا دهنده ، اى وفا دار، اى صحت بخش ، اى نيكوكار ، اى زينت بخش  ، اى نعمت ده ، اى فزون بخش ، اى بزرگوار ، اى يگانه شناخته شده ، اى كه از برترى بر همه قاهر است ، اى كه فرمانروا است و نيرومند ، اى كه در درونى و از درون آگاه...

يا مَنْ عُبِدَ فَشَكَرَ يا مَنْ عُصِىَ فَغَفَرَ يا مَنْ لا تَحْويهِ الْفِكَرُ وَ لا يُدْرِكُهُ بَصَرٌ وَ لايَخْفى عَلَيْهِ اَثَرٌ يا رازِقَ الْبَشَرِ يا مُقَدِّرَ كُلِّ قَدَرٍ يا عالِىَ الْمَكانِ ياشَديدَ الاْرْكانِ يا مُبَدِّلَ الزَّمانِ يا قابِلَ الْقُرْبانِ يا ذَاالْمَنِّ وَالاِْحْسانِ يا ذَاالْعِزَّةِ وَالسُّلْطانِ يا رَحيمُ يا رَحمنُ  ا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فى شَاْنٍ يا مَنْ لا يَشْغَلُهُ شَاْنٌ عَنْ شَاْنٍ يا عَظيمَ الشَّاْنِ يا مَنْ هُوَ بِكُلِّ مَكانٍ يا سامِعَ الاْصْواتِ يا مُجيبَ الدَّعَواتِ يا مُنْجِحَ الطَّلِباتِ يا قاضِىَ الْحاجاتِ يا مُنْزِلَ الْبَرَكاتِ يا راحِمَ الْعَبَراتِ يا مُقيلَ الْعَثَراتِ يا كاشِفَ الْكُرُباتِ يا وَلِىَّ الْحَسَناتِ يا رافِعَ الدَّرَجاتِ يا مُؤْتِىَ السُّؤُلاتِ يا مُحْيِىَ الاْمْواتِ يا جامِعَ الشَّتاتِ يا مُطَّلِعا عَلَى النِّيّاتِ يا رادَّ ما قَدْ فاتَ يا مَنْ لا تَشْتَبِهُ عَلَيْهِ الاْصْواتُ يا مَنْ لا تُضْجِرُهُ الْمَسْئَلاتُ وَ لا تَغْشاهُ الظُّلُماتُ يا نُورَ الاْرْضِ والسَّمواتِ يا سابِغَ النِّعَمِ يا دافِعَ النِّقَمِ يا بارِئَ النَّسَمِ يا جامِعَ الاُْمَمِ يا شافِىَ السَّقَمِ يا خالِقَ النُّورِ وَالظُّلَمِ يا ذَاالْجُودِ وَالْكَرَمِ يا مَنْ لا يَطَاءُ عَرْشَهُ قَدَمٌ يا اَجْوَدَ الاْجْوَدينَ يا اَكْرَمَ الاْكْرَمينَ يا اَسْمَعَ السّامِعينَ يا اَبْصَرَ النّاظِرينَ يا جارَ الْمُسْتَجيرينَ يا اَمانَ الْخائِفينَ...


اى که پرستشش کنند و او پاداش دهد ، اى كه نافرمانيش كنند و بيامرزد ، اى كه در فكرها نگنجد و ديده اى او را درنيابد و هيچ كارى بر او پنهان نماند ،اى روزى ده بشر ،اى اندازه گير هر اندازه ، اى والا مكان ،اى سخت قدرت ،اى جابجا كننده زمان ، اى قبول كننده قربانى ، اى دارنده نعمت و احسان ، اى صاحب عزت و سلطنت ، اى بخشاينده ، اى مهربان ، اى كه هر روز در كارى است ، اى كه كارى از كار ديگر سرگرمش نكند ، اى بزرگ مقام ، اى كه در هرجا هستى ، اى شنواى هر صدا ، اى اجابت كننده دعاها ، اى برآورنده خواسته ها ، اى روا كننده حاجتها ، اى فرو فرستنده بركات ، اى رحم كننده بر اشكها (و گریه ها) ، اى ناديده گير لغزشها ، اى برطرف كننده ناراحتيها ، اى بدست دارنده نيكيها ، اى بالا برنده مقامها ، اى دهنده خواسته ها ، اى زنده كننده مرده ها ، اى گردآورنده پراكنده ها ، اى آگاه بر نيّتهاى دل ، اى برگرداننده آنچه از دست رفته ، اى كه صداها بر او مشتبه نشود ، اى كه (زيادى) خواهشها او را به ستوه و خستگى در نياورد و تاريكيها او را فرا نگيرد ، اى روشنى زمين و آسمانها ، اى سرشار دهنده نعمتها ، اى جلوگير رنج و ملالها ، اى آفريننده انسان ، اى گردآورنده ملتها ، اى بهبودى دهنده بيماريها ، اى خالق روشنى و تاريكيها ، اى صاحب جود و كرم ، اى كه گامى به عرشش نرسد ، اى بخشنده ترين بخشندگان ، اى كريم ترين كريمان ، اى شنواترين شنوايان ، اى بيناترين بينايان ، اى پناه پناه جويان ، اى ايمنى بخش ترسناكان... 

"  ادامه دعا را در ادامه مطلب مطالعه نمائید"


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حیدر مشایخی در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 |

بسم الله الرحمن الرحیم

email04 آرزوهای دور و دراز   email04

     اگر به دوران کودکی خود برگردیم درمی یابیم که جه آرزوهایی کوچک وبزرگی را در سر می پروراندیم ، آرزوهایی که گاه رنگ خیال به خود می گرفتند و هیچگاه به واقعیت نمی رسیدند  ، آرزو کردن را از کودکی آموختیم. مثلا وقتی جلوی درب  مغازه اسباب  بازی فروشی می رسیدیم آرزو میکردیم که همه اسباب بازی ها مال ما باشد و با اصرار و پای  کوبیدن بر زمین و اشک ریختن پدر و مادر را مجبور به خریدن یکی از آنها می نمودیم. در کودکی پی به این نکته برده بودیم که یکی از راههای دستیابی به آرزوهای کوچک مان، گریه کردن بود  وقتی کوچک بودیم بسیار آرزو می‌کردیم و زودتر از آنچه فکر کنیم از خیرش می‌گذشتیم و سراغ آرزوی دیگری می‌رفتیم  حال آنکه اکنون نمی‌دانیم از کدام راه برویم تا به آرزوهایمان  برسیم. ؟

                                                       
                                                     
هر گاه آرزوئی میکنیم ولی آرزویمان برآورده نمی شود ایراد و اشکال را در آرزوهای خود نمی‌یابیم و شدیدا مایوس می‌شویم. غافل از این که آرزو کردن باید  منطقی و حساب شده باشد  و با آرزوهای دوران کودکی متفاوت است  ، بنابرین باید بدانیم که :

"  هیچ آرزویی بدون پژوهش و تلاش ، به سرانجام نخواهد رسید .  " 

 گاهی آنقدر دنبال آرزوهایمان می رویم که دیگر فراموش می کنیم که باید زندگی کرد و در این راه تلاش نمود وغافل از این هستیم که بالاخره یک روز پیمانه عمر ما تمام شده و کوس رحلت را برایمان به صدا در میآورند.

وقتی که آرزوهای بزرگ می کنیم یادمان باشد که در راه رسیدن به آن آنقدر باید مقاوم و بردبار باشیم و در جهت رسیدن به آن تلاش کنیم که در باورمان احساس کنیم به آن خواهیم رسید و تلاش و کوشش  ما مقاوم تر از تیشه روزگار بوده و تیشه سخت روز گار نتواند آنها را از پای درآورد و در راه رسیدن به آرزوهایمان ایمان داشته باشیم .!

   برای رسیدن  به آرزو هایمان باید سقف آنها را در حدی تعئین نمائیم که قابل دسترسی باشند ، و تا حدودی برای دست یافتن آنها مطمئن باشیم و نگذاریم یاس و ناامیدی براثرسختی ودشواری پیمودن راه  به سراغ ما آمده و ما را سرگشته و پریشان حال نماید ، زیرا اگر سقف آرزوهایمان را بالاتر از حد توان خود بگیریم پس از رسیدن به آن بر اثر سختی های زیادی که در آن راه تحمل نموده ایم  ، آنقدر خسته و درمانده می شویم  که شیرینی و حلاوت آنها از بین خواهد رفت و آرزویمان همه شورو شعف خود را از دست خواهند داد ، همچنین در زندگی هدف گذاری و برنامه‌ریزی لازم است ، اگر درست آرزو کرده باشیم و در راه رسیدن به آنها با برنامه حرکت کنیم ، زندگی مان شیرین خواهد شد و به تحقیق موفق خواهیم شد. لطفا به " ادامه مطلب" مراجعه کنید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حیدر مشایخی در سه شنبه سوم شهریور 1388 |

  یا لطیف...

 

    میدانم که بندگی وعبادت و اطاعتم شایسته تو نیست ولی خوب میدانم که  تو سریع الرضاو اجابت کننده دعایی و ذره ای از کرمت تمام عالم را کفایت میکند ،  خوب میدانم  که

arvores2

لایق عشق تو نیستم اما تو همواره به من عشق می ورزی و من امیدوار به تو بوده و هستم .  میخواهم با همین دستان خالی و کوله باری از گناه از تو مغفرت را طلب کنم ، پس دستانم را به سوی تو دراز میکنم  و باران رحمت تو را آرزو میکنم دانه های باران رحمتت را روی گونه هایم احساس میکنم بارانی که با چشم دیده نمی شود اما بر روح خسته ام می بارد و آن را زلال میکند .  آری باران عشق توست که آرامم میکند و کشتی طوفان زده درونم را آرامش می بخشد. 

   میدانم ، نگفته میدانی که من چه میخواهم  ، پس فقط دستهای تهی از بندگیم را به سویت دراز میکنم ، دستانم را پذیرنده باش و حاجتم را ادا کننده،  که جز تو نه معبودی دارم نه عشقی و نه پناهی . مرا پذیرا باش...

   میدانم که اگر عاشق تو نباشم  نمی توانم زندگی کنم همین عشق را دلیل قاطعی بر وجود تو می بینم پس تو هستی زیرا من هستم و ما هستیم چون عشق به تو هست .

 غم و شادی را دوست دارم زیرا اگر بنیاد غم و شادی بر می افتاد٬روح آدمی شبیه لوح سپید می شد ، پس غم احساساتم را لطیف میکند و شادی دل مجروحم را التیام می بخشد  گرچه ذهن خمود من جز آسایش و رفاه ٬چیزی را در جهان دارای ارزش نمی داند اما واقعیت این است که اندوه و حرمان دل آدمی را تزکیه می کنند.

 

   از تو میخواهم تا درسی را که نیازمندش هستم به من بیاموزی درس اتکا و توکل بر تو!
دیری ست از تو جدا مانده ام٬ مرا به خانه بازگردان!!!

   میدانم که اگر در زندگی به آنچه آرزو دارم و از تو درخواست نموده ام نمی‌رسم دلیل بر آن نیست که تو نخواسته ای و به دعاهایم پاسخ نداده ای بلکه به این علت است که آنچه تو صلاحم میدانی و من بی اطلاع ازآنم، برایم تقدیر نموده ای و این  قطعا برتر از آن چیزی است که من  آرزو دارم !!!

   همه بلاها و مشکلاتی که امروز من و همنوعم با آن روبرو هستیم و در حل آن ناتوان ، به دست خود ما بوجود آمده ،قحطی، جنگ و گرسنگی، آلودگی ، بیماری ، جنایات و بی‌عدالتی‌ها ، و ... اینها را تو  برما نازل نکرده ای که از تو گله مند باشیم  ،فقط برای رهائی از آنها دست نیاز به سوی تو دراز میکنیم  ، پس به لطف و کرامتت ما را دریاب.

   از تو سپاسگذارم که به من سپری از تنهایی بخشیده‌ای تا هرگز فراموشت نکنم زیرا حقیقت تنها تویی و نام ویاد تو این تنهایی ام را راهنماست.

   من چون ماهیها که از عمق و وسعت دریا بی خبرند ،عظمت ژرفای تو را نمی شناسم و فقط می دانم که معبود این دل خسته تو ئی و همین مرا کفایت میکند.

   پس به درگاه تو پناه مي آورم وترا پناهگاهی مطمئن می پندارم  ،از تو میخواهم که مناعت طبع به من عطا کنی تا این نفس سرکش ، فطرت مرا به خفت و مذلت فرو نکشاند  ،مرا ازخصلت طمع كه دنائت آورده و آبرویم را می برد حفظ نما و از تند خوئی و بدخوئی كه دل دوستانم را  می شکند  و دشمنان را نشاط و نيرو می بخشد رهائی بخش .

   یا لطیف...   یا لطیف...   یا لطیف...
  

                                        arvore19 آمین یا رب العالمین arvore19  

+ نوشته شده توسط حیدر مشایخی در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 |

بسم الله الرحمن الرحیم

flor117کمک به  فقرا و مستمندانflor117

borbo036

      رسیدگی به مستمندان و فقیران ، عملی  ارزشی اخلاقی و معنوی است که به حکم فطرت انسان ، بسیار والا و ارزشمند است و تقریبا به طور یکنواختی در همه  ادیان الهی و آسمانی ، رسیدگی به مستمندان و رعایت حال آنها از ضروریت های اعمال انسان محسوب میگردد.  مخصوصا در جهان معاصر  که نظام های طبقاتی  بوجود آمده اند و جامعه به فقیر و غنی تقسیم بندی شده است این مسأله از اهمیت بیشتری برخوردار گردیده است.

      این عمل در اندیشه اسلامی، جزئی جدا ناپذیر از سایر اعمال واجب انسان بوده ، بطوری که  حتی در برخی از موضع گیری ها ، شرط قبولی عباداتی همچون  نماز و حج ، پرداخت زکات و انفاقات مالی به فقرای جامعه اسلامی و نیازمندان است. ( « فاقیموا الصلوه و اتو الزکوه » نماز را بپا دارید و زکات بدهید) در اندیشه اسلامی ، ثروت  وسیله خیر است ، نه هدفی برای مرد مومن ، و به این صورت ، انسان مومن باید در  انفاق  و اعطا و کمک به مستمندان عجله نماید و این عمل را به تأخیر نیندازد و از منت گذاردن و اذیت نمودن در این راه خودداری ورزد که در غیر این صورت اعمال او ناروا و مردود شمرده خواهد شد.

     چنانکه در قران کریم ( بقره ،264 ) می فرماید: « لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی، » یعنی: صدقه های خودتان را با منت گذاردن و آزار رسانیدن به افرادی که به آنها صدقه می دهید ، باطل نکنید.  همچنین در قرآن مجید، رسیدن به بر و نیکی را از مسیر پرداخت مال های محبوب در راه خدا می داندو می فرماید: « لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون ، (آل عمران ، 92) » هرگز به نیکی و بر نمی رسید ُ مگر اینکه از آنچه که دوستش می دارید ، در راه خدا انفاق نمایید.

مولای متقیان حضرت علی (ع) در خطابه ای در این رابطه فرموده اند:

لا يستقيم قضاء الحوائج الا بثلاث: باستضغارها لتعظم، و باستكتامها لتظهر، و بتعجيلها لتهنا.
برآوردن حاجات مردم نيازمند جز به سه چيز، شايسته در نمي‏آيد:
- به كوچك شمردن، تا نزد خدا بزرگ گردد؛
- به پنهان داشتن، تا در قيامت آشكار شود؛
- به شتاب در انجام آن، تا براي نيازمند گوارا آيد.

      در اندیشه اسلامی ، مسأله صدقه و زکات به گونه ای توصیه شده که بسیار مخفی و سری صورت بگیرد که حتی دست چپ دهنده آن، نداند که دست راست چه می دهد. همچنین این نکته هم حائز اهمیت است که در  اسلام ، فقرای غیر مسلمان نیز مراد و منظورند و در بخشی از کمک ها و اعانات فرقی میان فقرای مسلمان و غیر مسلمان وجود ندارد.

      همانطور که گفته شد در همه ادیان الهی و آسمانی بر کمک به مستمندان و فقرا تاکید شده است در دین یهود به صراحت به وجود طبقات مختلف اجتماعی اذعان دارد: طبقاتی که نام می برد: بی پدر، بیوه ،فقیر و غریب است از نظر یهودیان فقرا طبقه ای مستحق توجه هستند  همینطور مراقبت از بیماران و عیادت از آنها ، امری جدی و لازم و واجب تلقی گردیده است.طبقه غریبان در تورات  به شدت مورد توجه واقع شده اند

 در آیین مسیحیت نیز بر این عمل تاکید شده است بطوری که واکنش مسیحیان به نیازمندان و رسیدگی به وضعیت آنها دقیقا برگرفته از تعالیم مسیح است. در بسیاری از نکات و نقاط مورد بحث در انجیل ، فقرا و معلولان و نیازمندان را که محرومیت های شدید دارند، در تماس با  حضرت عیسی  علیه‌السلام بیان نموده و نیز اشاره اکیدی وجود دارد که آن حضرت با فقیران و نیازمندان همواره می نشسته اند و در تماس بودند.

چندی پیش داستانی کوتاه و جالب  در مورد کمک به مستمندان با عنوان  " یکی از بستگان خدا "  را مطالعه نمودم ، با توجه به ارتباط آن با این موضوع ، لازم دیدم آن را  برای دوستان بازگو نمایم: 

       شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی ، پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد. در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هایش را از خدا طلب می‌کرد و  انگاری با چشم‌هایش آرزو می‌کرد.

      خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
- آهای، آقا پسر!
    پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:
- شما خدا هستید؟
- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
- آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!



flor145 شاداب باشید و سلامت  flor145

+ نوشته شده توسط حیدر مشایخی در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 |

                                بسم الله الرحمن الرحیم

    میلاد با سعادت مولود کعبه و نخستین

امام شیعیان حضرت علی ابن ابی طالب (ع) و

          "روز پدر" بر همگی مبارک باد

علي(ع) فرزند ابوطالب ده سال پيش از بعثت  در میان حيرت و تعجب  همگان در حالی که  زنی حامله در حال طواف در گرداگرد خانه خدا بود و  با انگشتان لرزان و قطرات اشك سيل آسا یش که به گونه هایش  مى ريخت ، از خدای خود می خواست تا این زایمان را بر او آسان نماید  در این حال به خواست خدا ديوار كعبه شكافته شد  و سنگ خارا آغوش باز نمود و محلی مامن برای او  شده و این بانوی مومن به آئین ابراهیم خلیل الله به درون کعبه پای نهاد !  و پس از مدتی  انتظار بینندگان این واقعه تاریخی ، همان سنگ خارا  دوباره آغوش باز كرد و فاطمه بنت اسد در حالى كه مولود كعبه را در آغوش داشت بيرون آمد و بدین گونه مولود کعبه متولد شد.  

 پس از شش سال  از بدو تولدش در اثر قحطي كه در مكه اتفاق افتاد بنا به درخواست پيغمبر اكرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموي خود يعني پيامبر منتقل گرديد و تحت سرپرستي و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد.  او اولین کسی بود که پس از اینکه پيغمبر اكرم (ص) به موهبت نبوت نايل شد به او ایمان آورد.  ایشان  پيوسته ملازم پيغمبر (ص) بود و در  همه جنگها كه پيغمبر اكرم شركت شرکت داشت ُ به همراه او بود ، ُ بجز جنگ تبوك كه آن حضرت او را در مدينه به جاي خود نشانيده بود و در هيچ جنگي پاي به عقب نگذاشت و از هيچ حريفي روي نگردانيد و در هيچ امري مخالفت پيامبر (ص) را نكرد.  

همانطور که همه میدانیم حضرت زهرا (س)  و حضرت علی (ع)   دو  نمونه و الگوهای بارز  " زن و مرد "  از هر نظر  در  عالم هستی بودند بدین مناسبت تولد این دو گوهر کمیاب هستی به نام های  "روز مادر"  و " روزپدر"  نامگذاری شده است.

خداوند در چندین آیه از قرآن کریم بر لزوم تکریم پدر اشاره می فرماید: (سوره عنکبوت آیه ۸  ، سوره لقمان آیه ۱۴ ، سوره احقاف آیه  ۱۵) و از زوایای مختلف تکریم  "پدر و مادر"  در اسلام و قرآن ارزشمند است که جایگاه بحث آن در  این مقوله نمی گنجد.

  بوي  دستان پر از  تاول  ونان  مي ايد        چه قشنگ است پدر خنده كنان مي آيد

به نگاه پدرم خنده هميشه جاري است      با حضورش  به خدا  خانه به جان  ميايد

پدرم  در همه  خاطره هايم    پيداست        پدرم يك غزل خسته  ولي  پرمعناست

پدرم    خسته نباشي     پدر محبوبم         بوسه بر تاول دست تو پدر جان زيباست

 

    پدر مهربانم :

         تو مهربانترین و دلسوز ترین موجود عالم هستی پس از خدایم و مادر مهربانم بوده و هستی  تو همواره غم و غصه های مرا در دل داشته و داری اما در چهره ات جز لبخند و شادی نمیتوان یافت ، خدا میداند که برای مشکلات و ناراحتی های من بدور از چشم من و دیگران آرام آرام اشک میریزی اما هر گاه با من و دیگران روبرو می شوی جز لبخند بر لب نداری  شادی تو در زندگی متاثر از شادی من و دغدقه هایت بدلیل ناراحتی ها و غصه های من بوده و هست  پس تو و مادر مهربانم والاترین و بهترین الگوهای  ایثار و از خود گذشتگی در عالم هستی بوده و  هستید.   تو والاترین تکیه گاه من و خانواده در زندگی پس از خدایم بوده و با تکیه بر شماست که من توانسته و می توانم قله های ترقی را در زندگی طی نموده و سختی ها و مشکلاتی را که در راه پر پیچ و خم زندگی تا رسیدن به مقصود  وجود دارد ،تحمل نمایم

 پدر مهربانم : تو هر چند دستانی زبر و خشن داری که برای آسایش و رفاه من بدین صورت در آمدند اما دلی پاک و صیقلی همچون آئینه داشته و داری و در بردباری و تحمل مشکلات زندگی همچون کوهی استوار و سروی بلند قامت بوده و هستی بطوری که حتی نمیتوان این تحمل و بردباری را بدرستی از چهره ات درک نمود زیرا آن را با لبخند برلبانت  پوشانده ای  تو حقیقتی هستی که هیچگاه نمیتوان ترا بدرستی شناخت و در باره ات بدرستی قضاوت نمود

پدر مهربانم :  تو و مادر مهربانم  همه چیز و همه کس من  (پس از خداوند)در زندگی بوده و هستید و با این چند جملات ناقص نمیتوان وجود و ارزش والایتان  را  تشریح نمود. برای همین است که همواره از نوشتن در باره شما بیم داشته و دارم که مبادا نتوانم  حق مطلب را ادائ نمایم پس از همینجا نوشتن را متوقف نموده و از خدای مهربان میخواهم تا مرا یاری نماید که ذره ای از محبت ها و زحمات شما عزیزان را جبران نمایم و جبران عمده محبت ها و زحمات شما را به خدای مهربان واگذار مینمایم.

    پدر مهربانم:  روزت مبارک 

+ نوشته شده توسط حیدر مشایخی در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 ولادت با سعادت پنجمین اختر تابناک

آسمان امامت و ولایت امام محمد باقر (ع)رابه امام

 عصر صاحب الزمان (عج) و تمامي شيعيان جهان تبريك مي گوييم barflo04

 

barflo04

هر چند نمی توان با این اندک نوشته به معرفی و شناخت آن امام همام (ع)پرداخت و حق مطلب را ادا نمود اما به مناسبت میلاد مسعودآن حضرت به همین مختصر بسنده نموده و برای معرفی و شناخت بیشتر ، عزیزان علاقه مند را به خواندن کتب اسلامی معتبر در این زمینه توصیه مینمایم

نام مبارك امام پنجم محمد بود و لقب آن حضرت باقر يا اقرالعلوم است ,بدين جهت كه : درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت.  القاب ديگرى مانند شاكر ، صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كرده اند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است ، كنيه امام ابوجعفر بود .

مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع ) و پدر بزرگوارش امام سجاد فرزند امام حسین (ع) است  بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوى پدر به امام حسين ( ع ) ميرسيد .

 حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين ( ع ) زندگى كرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت , نشر و تبليغ فرهنگ اسلامى , تعليم شاگردان  , اجرا كردن سنتهاى جد بزرگوارش در ميان خلق , متوجه كردن دستگاه غاصب حكومت به خط صحيح رهبرى و رهبری  اصحاب و مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم , كه تنها خليفه راستين خدا و رسول ( ص ) در زمين است , پرداخت و لحظه اى از اين وظيفه  غفلت نفرمود .                                                                            

                                                                                                                                                                                                                  

 امام باقر (ع) با پنج خليفه از خلفاي بني اميه معاصر بود که عبارتند از: ۱-وليد بن عبد الملک (96 ق) ۲- سليمان بن عبد الملک ( 99 ق) ۳- عمر بن  عبد العزيز (101 ق) ۴- يزيد بن عبد الملک (107ق) ۵- هشام بن عبد الملک  ( 125 ق) معاصر بوده است. و همه آنان جز عمر بن عبدالعزيز در ستمگري و استبداد و خودکامگي دست کمي از نياکان خود نداشتند و پيوسته براي امام باقر (عليه السلام) مشکلاتي فراهم مي نمودند.ولي در عين حال، او از طريق تعليم و تربيت، جنبشي علمي به وجود آورد و مقدمات تاسيس يک مرکز علمي اسلامي را در دوران امامت خود پي ريزي کرد که در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق (ع) به بار نشست.                 

نحوه شهادت آن حضرت:

 امام باقر (عليه السلام) که پيوسته مورد خشم و غضب خليفه وقت، هشام بن عبدالملک بود، به وسيله ايادي او مسموم شد و در روز  7 ذيحجه سال 114 هجري قمري در 57 سالگي به شهادت رسيد. بدن مطهر آن درياي بيکران دانش خدايي در  قبرستان بقيع ، در کنار پدر و جد بزرگوارش امام حسن مجتبي و امام سجاد عليهما السلام به خاک سپرده شده است  

سخنی گهربار از آن حضرت:  

 مصافحه کردن کدورتهای درونی را از بين مي برد و گناهان دو طرف همچون برگ درختان در فصل خزان ميريزد.

 barflo04

+ نوشته شده توسط حیدر مشایخی در چهارشنبه سوم تیر 1388 |

   بسم الله الرحمن الرحیم

        بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت روز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)  است.  ایشان در مکه بدنیا آمد ه و وارث صفات بارز مادر گرامیشان خدیجه بوده و مایه افتخار خاندان وحی بوده و چون خورشیدی بر تارک اسلام می درخشد. در بخشش و بلند نظری وحسن تربیت وارث مادر بزرگوارش ودر سجایای ملکوتی وارث پدر بزرگوارش بود بدین مناسبت جهت احترام به مقام مادر،این روز به نام  "روز مادر و هفته زن "   نامگذاری شده است.

یاس بوی مهربانی میدهد               عطر دوران جوانی میدهد

یاس‌هایادآور پروانه‌اند                      یاس‌ها  پیغمبران خانه‌اند

یاس در هر جا نوید آشتی ست   یاس دامان سپید آشتی ست

حضرت زهرا دلش از یاس بود    دانه‌های اشكش از الماس بود

عشق محزون  علی  یاس است و بس

چشم او یك چشمه الماس است و بس

borbo018       مادر مهربانم

ای والاترین و محبوب ترین موجودات هستی روی زمین !

ای کسی که تمامی عساره های مهربانی را گرفتند و سرشت ترا ساختند !

ای لطیف ترین گل بوستان هستی و ای باغبان هستی من !

ای که هنگام  روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم نمود !

ای...

آنگاه که تو بپای من بیدارمی نشستی تا من آرام بخوابم ترا نشناختم !

آنگاه که از شیره جانت به من خوراندی و جان خو را برایم به خطر انداختی ترا نشناختم !

آنگاه که با  حوصله  کلام به کلام به من گفتار آموختی ترا نشناختم !

آنگاه که ساعت ها روی پای خود ماندی و راه رفتن را به من آموختی ترا نشناختم !

...

وقتی  که قدرت ادراکم  به بلوغ رسید ،هنوز هم ترا به خوبی نشناختم و نخواهم شناخت اما همین را بدان که مهر تو هرگز از سینه ام بیرون نخواهد رفت.

 

 مادر عزیز : من خیلی دوست دارم  قسمتی از زحمات ترا جبران نمایم . عزیز ! تو میدانی و خدای مهربان میداند که برای جبران زحمات تو فقیرم و ناتوان و این ناتوانی مرا به سوی نومیدی کشانده ،تنها چیزی که مرا امیدوار نگاهداشته ، خالق مهربانم میباشد که خود شاهد و قادر بر همه چیز است و توانا به جبران زحمات تو ، قطعا او زحماتت را بی پاسخ نخواهد گذاشت، این امید واری را در من زنده نگاه خواهد داشت .

از تو میخواهم که تمامی قصور  مرا نسبت به خود ببخشائی و همواره رضایت از من را در دل زنده نگاه داری که رضایت خدا را همواره با خود خواهی داشت .

خیلی دوستت دارم و به این دوستی و عشق به تو افتخار میکنم و بر خود همواره میبالم و معنای دوستی را در این دوستی می یابم.

مرا همواره در خاطر خود داشته باش زیرا این قوت قلبی است برای ادامه زندگی ام .

مادر عزیزم: روزت مبارک

+ نوشته شده توسط حیدر مشایخی در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

میخواهم عاشق تو باشم

 ای دوست  ای دوست دار تر از هر دوست

      ای دوست کسی که ترا به دوستی و یاری میطلبد 

     ای دوست کسی که جز تو دوستی ندارد  ای یار ناتوانان

        ای  دوست دار   کسی  که   دوست   و مشفقی  جز  تو ندارد  

     ای یار و  مدد کار دوستان         ای بهترین حبیب  و محبوب خالصان

      ای عزیز کننده  و خوار کننده        ای دوست دار  توبه کنندگان

      ای   آنکه   هر  که   را  دوست  داری  به  او   نزدیکتری

       ای    آرزوی  دل  محبان      ای  دوست   متقیان  

      ای دوست  ای دوست دار تر از هر دوست

   میخواهم عاشق تو باشم

      هنکامی که که پای به عرصه گیتی نهادم و اولین گریه اعلام وجود را سر دادم و نظاره گرعظمت تو شدم ، آن زمانی بود که قدمی به وصال تو نزدیکتر شدم .  میخواهم ترا بیشتر دوست داشته باشم و عاشق تو تا ابد بمانم ، مرا کمک نما تا دراین عرصه عشق وا نمانم وآنقدردراین عرصه بتازم تا خود را عاشق ومعشوق تو سازم ، میدانم که خواسته بسیار بزرگی را از تو دارم اما ای حبیب من ، من به کم تو قانع نمی شوم و میدانم که فراوانی نعمت تو به من در نظر تو اندک است و در نظر من بسیار!!!

 میدانم که عشق به دیگران فانی است و عاشق تو بودن باقی. عشق به دیگران با مرگ پایان می پذیرد و عشق به تو با مرگ آغازیست دیگر برای عاشق و معشوق بودن . و این رابطه دو طرفه بین من و توست ، اما ای حبیب من ! چگونه میتوانم عاشق و معشوق تو باشم

پاسخ سوال رادر  ادامه مطلب  مطالعه فرمائید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حیدر مشایخی در یکشنبه دهم خرداد 1388 |